مرتضى مطهرى
606
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است . امر ذهنى يك امر مقايسهاى است از جمله امورى كه دلالت مىكند بر اينكه امر ذهنى و امر درونى با يكديگر فرق دارند اين است كه امر ذهنى بر خلاف امر درونى يك امر مقايسهاى است . براى درك بهتر اين موضوع مناسب است كه در اينجا به يك مطلبى اشاره شود و آن اينكه مىگويند در تقسيمات وجود نكتهء جالبى هست كه احد القسمين شامل قسم ديگر هم مىشود اما به دو اعتبار . مثلا اگر ما مىگوييم موجود يا بالقوه است يا بالفعل ، خود موجود بالقوه هم در بالقوه بودنش باز بالفعل است ، يعنى در بالقوه بودنش ديگر بالقوه نيست . بالفعل بالقوه است نه اينكه بالقوه بالقوه است ؛ يعنى بالقوه بودنش به نحو فعليت است نه به نحو بالقوه . پس اين چيزى را كه ما مىگوييم « بالقوه » ، بالقوه بودنش [ در ] مقايسه با آن فعليت است ولى فى حد ذاته و بما هو هو فعليت است و بالفعل است . پس هر قوهاى با مقايسهء با آيندهاش قوه است ولى فى حد ذاته خودش يك فعليت است . نطفه با مقايسهء با انسان بالقوه است ولى نطفه از آن جهت كه نطفه است بدون شك يك امر بالفعل است . و نيز اگر مىگوييم : « موجود يا عينى است يا ذهنى » ذهنى در مقايسه با عين ذهنى است يعنى حكايتگر اوست ، ولى قطع نظر از اينكه اين را با او مقايسه كنيم خودش يك عينيتى است ، خودش يك وجود عينى است . وجود عينى است ولى در درون من وجود دارد . مگر وقتى كه در درون من وجود داشت عينى نمىشود ؟ خود درون من وجود دارد . مگر وقتى كه در درون من وجود داشت عينى نمىشود ؟ خود درون ما هم جزء عالم عين است ، تمام درون انسان هم جزئى از عالم عين است ، منتها اين جزء از عالم عين آن قسمتش كه مربوط به عالم ادراك است چون هميشه ادراك به شىء ديگر تعلق مىگيرد و بايد يك شىء باشد تا ادراك شود لذا در مقايسه با آن شىء ديگر اين ذهنى اوست ولى در مقايسه با خودش عينى است . حال كه اين مطلب دانسته شد ببينيم خود ذهن اگر حكايتگر از ذهن ديگر باشد چگونه مىشود ؟ ما مىبينيم كه ذهن خودش يك وقت از ذهن هم حكايت مىكند ؛ يعنى همان گونه كه ما علم به اشياء خارج داريم علم به اشياء ذهنى هم داريم . در اين صورت باز خود ذهن در مقايسه با ذهن ذهن است و آن ذهن ديگر نسبت به اين ، عين